مزایا و ویژگی‌های داشبورد از استراتژی تا اجرا

قابلیت های ویژگی‌های داشبورد از استراتژی تا اجرا

بیشتر کسب‌وکارها اطلاعات مهمشون رو تو چند فایل مختلف نگه می‌دارن؛ برای نمونه، یه فایل ورد برای برند، یه فایل اکسل برای اطلاعات مالی و یه فایل دیگه برای تحقیقات بازار. در نتیجه، اطلاعات توی فایل‌ها و جاهای مختلف پخش می‌شن و یه ساختار یکپارچه و مرتب ندارن؛ در حالی که برای تصمیم‌گیری و تحلیل درست، باید این اطلاعات کنار هم و منظم باشن.

خیلی از چیزهایی که نادیده گرفته می‌شن یا درست اجرا نمی‌شن، از همون اول به خاطر نامرتب و پراکنده بودن اطلاعات شکل می‌گیرن. وقتی اطلاعات درست و یکدست نباشن، تناقض‌ها هم خودشون رو نشون نمی‌دن؛ برای نمونه، ممکنه هدفی تعیین بشه که با بودجه واقعی جور درنیاد یا استراتژی‌ای انتخاب بشه که با مدل قیمت‌گذاری هماهنگ نباشه. این مشکلات بیشتر وقتی مشخص می‌شن که یه پروژه واقعی اجرا بشه و تازه اون موقع خودشون رو نشون بدن.

فرقی که داشبورد از استراتژی تا اجرا می‌سازه، فقط این نیست که همه‌چیز رو یه‌جا جمع می‌کنه. فرق اصلی اینه که خودش روی داده‌هایی که وارد می‌کنید فکر می‌کنه، تناقض پیدا می‌کنه، کیفیت جواب‌ها رو می‌سنجه، و مدل مناسب رو پیشنهاد می‌ده. ده ویژگی داشبورد از استراتژی تا اجرا که داریم بهتون معرفی می‌کنیم، بی تردید همین لایه‌ی فکر کردن رو نشون می‌دن.

 

10 ویژگی داشبورد از استراتژی تا اجرا

1. بیشترین تمرکز روی موارد رشد برند

نکته مهم اینه که اعداد و شاخص‌های این بخش؛ مثل درصد تکمیل اطلاعات، بودجه و میزان پیشرفت اهداف، از داده‌های ثبت‌شده در بخش‌های دیگه محاسبه می‌شن. بنابراین نیازی به وارد کردن دوباره اطلاعات نیست؛ هر عددی که نمایش داده می‌شه، نتیجه داده‌هایی هست که در بخش‌های مختلف ثبت کردید.

 

2. فضایی برای تشخیص تناقض اطلاعات

این سیستم با یه‌سری قانون منطقی، تناقض‌های استراتژیک رو خودش پیدا می‌کنه. سه نمونه‌ش: تناقض زیرساختی، یعنی اگه بگید وب‌سایت ندارید ولی تو لیست تاچ‌پوینت‌ها وب‌سایت رو انتخاب کرده باشید. تناقض مرحله‌ی کسب‌وکار، یعنی اگه وضعیت پروژه «ایده» ثبت شده باشه ولی تو بخش محصولات «فروش بالا» گزارش بشه. و ناهماهنگی کانال‌ها، یعنی وقتی بودجه‌ی بازاریابی با کانال‌های ارتباطی فعال در پروفایل هم‌خونی نداره. این‌ها همون تناقض‌هایی‌ هستن که به طور معمول تا وقتی یه پروژه‌ی واقعی به مشکل نخوره، دیده نمی‌شن.

 

3. مشاور هوشمند برند

این بخش به‌جای اینکه بر اساس حدس و گمان پیش بره، از یه سیستم مشخص و قاعده‌محور استفاده می‌کنه. این سیستم سه خروجی اصلی داره:

اول: با توجه به مرحله‌ای که کسب‌وکار توش قرار داره، مدل مناسب برندسازی رو از بین مدل‌های کاتلر، آکر و کاپفرر پیشنهاد می‌ده.
دوم:  بررسی می‌کنه که بین کهن‌الگوی برند، ظاهر بصری و لحن صحبت کردن برند هماهنگی وجود داره یا نه.
سوم: با توجه به نوع پروژه، شاخص‌های مناسب برای سنجش موفقیت یا همون KPI رو پیشنهاد می‌ده.

4. اعتبارسنجی کیفیت پاسخ‌ها

یکی از مشکلات رایج تو جلسه‌های اولیه مشاوره اینه که کاربر یا کارفرما بعد از چند سوال خسته می‌شه و جواب‌های کوتاه، مبهم یا کلی می‌ده. در نتیجه، اطلاعاتی که برای شروع کار لازمه ممکنه دقیق و قابل استفاده نباشه.

توی داشبورد از استراتژی تا اجرا، برای هر بخش گزینه‌های آماده‌ای وجود داره که کاربر می‌تونه از بینشون انتخاب کنه یا با انتخاب گزینه «سایر»، جواب خودش رو وارد کنه. بعد از جمع‌بندی و چیدن اطلاعات، داشبورد یه خروجی نهایی آماده می‌کنه و برای اینکه اطلاعات اولیه قابل اعتمادتر باشه، طول و الگوی جواب‌ها رو هم بررسی می‌کنه. اگر جوابی بیش‌ازحد کوتاه باشه یا فقط تکرار خود سوال باشه، به کاربر هشدار می‌ده تا جواب رو دقیق‌تر کنه.

 

5. پردازش کاملا محلی

همه‌ی پردازش و ذخیره‌سازی این ابزار، آفلاین و تو مرورگر خود کاربر انجام می‌شه. هیچ اطلاعاتی به سرویس بیرونی ارسال نمی‌شه، یعنی داده‌های استراتژیک حساس یه کسب‌وکار، همیشه در دسترس و فضای آفلاین هست.

 

6. تبدیل خودکار به بریف‌های تخصصی

تهیه بریف برای معرفی اولیه به سازمان‌ها و شرکت‌های مختلف یا انتقال اطلاعات بین واحدهای یک مجموعه، همیشه کاری وقت‌گیر و خسته‌کننده بوده. توی این داشبورد، اطلاعات خامی که وارد می‌کنید به بریف‌های تخصصی و آماده استفاده تبدیل می‌شن؛ مثل بریف طراحی لوگو، بریف مالی، بریف کمپین و موارد دیگه.

قبل از اینکه خروجی نهایی ساخته بشه، سیستم بخش‌هایی رو که ناقص یا ضعیف هستن بهتون یادآوری می‌کنه تا بریف نهایی کامل و قابل اجرا باشه، نه یه فایل نصفه‌نیمه که هنوز به اطلاعات بیشتری نیاز داره.

 

7. تشخیص مانع اصلی رشد (Growth Audit)

این بخش برخلاف بقیه فقط یک‌بار تکمیل می‌شه و قرار نیست دوباره و تکراری پر بشه. هدفش اینه که بفهمیم الان بزرگ‌ترین مانع رشد کسب‌وکار کجاست؛ جذب مشتری، فعال‌سازی، نگهداشت، درآمد یا معرفی؟

تا وقتی این مانع اصلی مشخص نشده باشه، اجرای چند آزمایش رشد به‌صورت هم‌زمان فقط باعث می‌شه منابع بین کارهای مختلف پخش بشن و در نهایت معلوم نباشه کدوم کار نتیجه داده.

 

8. بریف اعتبارسنجی بازار

این بخش با استفاده از قوانین از پیش تعیین‌شده، چند مورد مهم رو به‌صورت خودکار بررسی می‌کنه؛ بدون اینکه نظر شخصی یا قضاوت هوش مصنوعی روی نتیجه تاثیر بذاره.

بررسی می‌کنه کدوم قسمت از تحلیل بازار بر پایه شواهد و اطلاعات قابل اتکاست و کدوم قسمت هنوز فقط یه فرضه. در کنار اون، هماهنگی برند با ارزش‌های فرهنگی مخاطب، تفاوت بین چیزی که مشتری درباره خودش فکر می‌کنه و رفتاری که در عمل داره، و همین‌طور تناسب منفعت پیام برند با مشکلی که مشتری باهاش روبه‌روئه رو هم می‌سنجه.

مبنای همه این بررسی‌ها هم اطلاعات واقعی ثبت‌شده در بخش‌های مختلف داشبورده، نه یک تحلیل جداگانه.

 

9. هزینه‌های تعهدشده و فاکتورها

برخلاف جدول مالی که در سطح دسته‌هزینه‌ی ماهانه‌ست، این جدول در لول محاسباتی برای هر تراکنش، فاکتور، یا قرارداد جداگانه اطلاعات و دریافت وپردازش می‌کنه. برای وقتی که یه قرارداد بسته شده ولی فاکتورش هنوز پرداخت نشده، یا می‌خواید بدونید هر فاکتور دست کیه و سررسیدش کیه. سیستم مطمئن می‌شه جمع این ردیف‌ها برای هر دسته و دوره، با «هزینه‌ی واقعی» تو جدول مالی هم‌خونی داشته باشه.

 

10. پالت رنگی و مودبورد برند

برای اینکه هویت بصری برند فقط در ذهن یک نفر باقی نمونه، این بخش رنگ‌های برند رو با کد دقیق ثبت می‌کنه؛ نه فقط اسم رنگ. نقش هر رنگ هم مشخص می‌شه؛ مثل رنگ اصلی، فرعی یا تاکیدی.

به این شکل، اجزای هویت بصری، از فضای کلی برند تا جزئیات کوچک‌تر، در یک محیط کنار هم قرار می‌گیرن.

مودبورد هم کمک می‌کنه لینک یا توضیح نمونه‌های تصویری مورد قبول و نمونه‌هایی که با مسیر برند هماهنگ نیستن، ثبت بشن.

 

دسته‌بندی‌های بدون هم‌پوشانی و بدون جای خالی (MECE)

یک مشکل رایج در فرم‌های طولانی اینه که گزینه‌های یک بخش یا با هم هم‌پوشانی دارن (چند گزینه که در عمل یک مفهوم رو بیان می‌کنن)، یا یک حالت واقعی رو در نظر نمی‌گیرن و کاربر مجبور می‌شه گزینه‌ای رو انتخاب کنه که دقیق و مناسب نیست.

طراحی گزینه‌های این داشبورد بر پایه یک اصل شناخته‌شده در مشاوره انجام شده: هر دسته باید تفاوت مشخصی با دسته‌های دیگه داشته باشه و مجموعه همه دسته‌ها، تمام حالت‌های ممکن رو پوشش بده.

برای نمونه: وقتی دلیل ریزش مشتری رو دسته‌بندی می‌کنید ؛ محصول، قیمت، پشتیبانی، این سه‌تا نباید با هم تداخل داشته باشن، و باید هر دلیل واقعی، جایی تو یکی از این سه‌تا جا بگیره.

نتیجه‌ی این طراحی، تحلیل‌های قابل‌اعتمادتری هستش: وقتی گزینه‌ها MECE باشن، آماری که از جمع‌بندی‌شون درمیاد قابل‌اعتمادتره، چون نه دوباره‌شماری داره، نه بخشی از واقعیت رو نادیده می‌گیره.

هرکدوم از این ویژگی‌ها، یک بخش از فرایند فکریه که در حالت عادی یک انسان، مشاور، مدیر پروژه، استراتژیست، حسابدار یا طراح باید انجام بده؛ مثل پیدا کردن تناقض‌ها، بررسی کیفیت پاسخ‌ها، پیشنهاد مدل مناسب، پیگیری هر عامل تا زمان مشخص‌شده، ساختاربندی گزینه‌ها بدون تداخل یا اطمینان از حفظ هماهنگی رنگ‌های برند.

داشبورد از استراتژی تا اجرا این مراحل رو به‌صورت خودکار انجام می‌ده و همین موضوع باعث می‌شه از یک فرم ساده فراتر بره و به یک سیستم تحلیلی حرفه‌ای تبدیل بشه.

 

دریافت، تحلیل تا پیشنهاد قدم بعدی داده‌ها

تفاوت «استراتژی تا اجرا» با فضاهایی که فقط برای یادداشت‌برداری ساخته شدن، اینه که علاوه بر ثبت اطلاعات، مواردی رو که ممکنه از دید شما دور بمونه یادآوری می‌کنه.

این داشبورد مثل یک مشاور هوشمند برند عمل می‌کنه؛ برای نمونه، بر اساس مرحله‌ای که کسب‌وکار در اون قرار داره، مدل مناسب برندسازی مثل آکر یا کاپفرر رو پیشنهاد می‌ده.

 

ویژن درست و دقیق برای تصمیم گیری نهایی

یکی از پرریسک‌ترین اتفاق‌ها در یک تیم اینه که هر بخش اطلاعاتی داشته باشه که بخش‌های دیگه ازش خبر ندارن. برای نمونه، تیم استراتژی ممکنه یک هدف بزرگ تعیین کنه، بدون اینکه بدونه بودجه موجود توان پشتیبانی از اون هدف رو داره یا نه.

داشبورد «استراتژی تا اجرا» اطلاعات مالی رو مستقیم به اهداف برند وصل می‌کنه تا بین چیزی که برند می‌خواد بهش برسه و بودجه‌ای که برای اون در نظر گرفته شده، فاصله‌ای ایجاد نشه.

موتور تشخیص تناقض هم اطلاعات مختلف رو با هم مقایسه می‌کنه و اگر بین اون‌ها مغایرتی وجود داشته باشه، قبل از اینکه این اختلاف در مرحله اجرا باعث تصمیم اشتباه یا هزینه اضافی بشه، اون رو مشخص می‌کنه.

 

داده‌ای که فقط دست خودتون می‌مونه

بیشتر ابزارها برای پردازش داده‌ها، اطلاعات رو به یه سیستم یا فضای دیگه می‌فرستن و برای اینکه بتونن یه تحلیل کامل از کسب‌وکار داشته باشن، به خروجی‌های مختلف از چند محیط دیگه نیاز دارن. اما اینجا همه اطلاعات، از اول تا آخر، داخل همین سیستم پردازش می‌شن و برای تحلیل کل کسب‌وکار لازم نیست داده‌ها بین چند محیط مختلف جابه‌جا بشن.

این یعنی اطلاعات استراتژیک و حساس کسب‌وکارتون، مثل اطلاعات مالی، بازار و برنامه‌های برند، از محیط خودتون خارج نمی‌شن و برای پردازش در اختیار سیستم‌های دیگه قرار نمی‌گیرن.

 

محاسبه‌گر خودکار TAM/SAM/SOM

در یک مقاله جدا درباره TAM/SAM/SOM توضیح دادیم،که این سه عدد چطور اندازه بازار رو مشخص می‌کنن. اما وقتی بخواین این اعداد رو دستی حساب کنین، احتمال خطا توی درصدها و محاسبات وجود داره.

این داشبورد یه محاسبه‌گر داره که با وارد کردن چهار داده، هر سه شاخص رو براتون حساب می‌کنه: تعداد مشتریان بالقوه، میانگین درآمد سالانه هر مشتری، درصد بازار قابل‌دسترس و درصد سهمی که واقع‌بینانه می‌تونین به دست بیارین. نتیجه TAM، SAM و SOM هم مستقیم نمایش داده می‌شه.

اما نکته مهم اینجاست که محاسبه‌گر فقط محاسبات رو انجام می‌ده. اگر عددهای اولیه از آمار رسمی، گزارش معتبر بازار یا برآورد دقیق به دست نیومده باشن، نتیجه هم فقط یه تخمین خواهد بود و نمی‌شه اون رو اندازه واقعی بازار در نظر گرفت.

پس دقت محاسبه با ابزار انجام می‌شه، اما اعتبار نتیجه به کیفیت داده‌هایی بستگی داره که وارد می‌کنین. این تفاوت کمک می‌کنه یه عدد بزرگ و جذاب رو به‌اشتباه به‌عنوان اندازه واقعی بازار در نظر نگیرین.

 

واژه‌نامه‌ای که واقعا یه دایره‌المعارف کوچیکه

در داشبورد «از استراتژی تا اجرا» نزدیک به ۳۰۰ اصطلاح تخصصی در حدود ۳۰ حوزه مختلف توضیح داده شده؛ از استراتژی، جایگاه‌یابی و برندینگ حسی گرفته تا اقتصاد رفتاری، روان‌شناسی شناختی، عصب‌شناسی روایت، نشانه‌شناسی، هوش مصنوعی، سئو و حتی زبان‌شناسی مخفف‌ها.

این تعداد اصطلاح بی‌دلیل نیست. برندسازی و بازاریابی امروز دیگه فقط به چند تا مهارت و اصطلاح پایه محدود نمی‌شه؛ روان‌شناسی، اقتصاد، زبان‌شناسی و فناوری هم توش نقش دارن. برای همین، یه واژه‌نامه که فقط چند اصطلاح معمول بازاریابی رو داشته باشه، برای این حجم از مفاهیم کافی نیست.

حالا فرض کنید توی یکی از بخش‌های داشبورد با اصطلاحی مثل «کهن‌الگو»، «اثر لنگر» یا «نیم‌رخ فرهنگی WEIRD» روبه‌رو بشید. لازم نیست کارتون رو متوقف کنید، از داشبورد بیرون برید و دنبال معنی این اصطلاحات بگردید. توضیح هر اصطلاح همون‌جاست؛ با یه تعریف روشن، یه مثال کاربردی و حتی منبع علمی، تا همون لحظه بفهمید دقیقا درباره چی صحبت می‌کنه.

 

جمع‌بندی

هرکدام از این ویژگی‌ها، یک لایه از فرایند فکر کردن رو پوشش می‌ده که در حالت عادی یک انسان، مشاور، مدیر پروژه، استراتژیست، حسابدار یا طراح باید انجام بده؛ مثل پیدا کردن تناقض‌ها، بررسی کیفیت پاسخ‌ها، پیشنهاد مدل مناسب، پیگیری هر عامل تا زمان مشخص‌شده یا اطمینان از حفظ هماهنگی رنگ‌های برند.

داشبورد «از استراتژی تا اجرا» این لایه‌ها رو به‌صورت خودکار انجام می‌ده و همین موضوع باعث می‌شه از یک فرم ساده فراتر بره و به یک سیستم تحلیلی حرفه‌ای تبدیل بشه.

درباره نویسنــده

دیدگاهتان را بنویسید

فهرست مطالب

دسته بندی مطالب

عضـــــــویت در خـــــبرنامــه

برای دریافت آخرین خبرها ایمیل خود را ارسال کنید

آخرین مطالب فره زان