عملکرد مالی در پروژه های مارکتینگ و برندینگ

عملکرد مالی

واقعیتی که هست اینه: می‌شه یه برند قشنگ داشته باشید، محتوای منظم منتشر کنید، تو همه‌ی کانال‌ها هم فعال باشید، و بازم ندونید آیا این تلاش‌ها واقعا دارن پول درمیارن یا فقط دارن سرگرمتون می‌کنن. بدون عدد، هر ارزیابی‌ای فقط حدسه.

این بخش دقیقا همینه:

برگردید و با عدد ببینید کجا واقعا جواب گرفتید و کجا فقط وقت گذاشتید.

عملکرد مالی یه کسب‌وکار معمولا از دو زاویه‌ی جدا سنجیده می‌شه، و مشکل از اونجا شروع می‌شه که خیلی‌ها این دو تا رو با هم اشتباه می‌گیرند.

یه زاویه اینه که آیا فعالیت‌های بازاریابی و برندسازی دارن روی هدف‌های از‌قبل‌تعریف‌شده حرکت می‌کنن؛ یعنی سنجش عملکرد. زاویه‌ی دیگه اینه که این حرکت، چقدر برای کسب‌وکار هزینه داشته و چقدر برگشت مالی داشته ، یعنی سنجش مالی.

یه کمپین می‌تونه از نظر عملکرد عالی باشه، پر بازدید و پر تعامل، ولی از نظر مالی ضرر بده چون هزینه‌ی جذب هر مشتری از سودی که همون مشتری میاره بیشتر شده. برعکسش هم پیش میاد: کمپینی که ظاهرش ساده و کم‌سروصداست ولی نسبت هزینه به بازگشت سرمایه‌اش عالیه. تا وقتی این دو زاویه رو با هم نبینید، هیچ‌وقت نمی‌فهمید کدام فعالیت واقعا ارزش تکرار داره.

 

KPI: شاخصی که بهتون دروغ نمی‌گه

KPI یعنی شاخص کلیدی عملکرد؛ عددی که مستقیم به یه هدف مشخص وصله، نه هر عددی که خوب به‌نظر میاد. مثلا «تعداد لایک» یه معیاره، ولی معمولا KPI خوبی نیست چون مستقیم به فروش یا سود وصل نمی‌شه. یه KPI خوب چیزیه که وقتی بالا می‌ره، شما مطمئنید کسب‌وکار هم واقعا داره بهتر می‌شه.

توی داشبورد از استراتژی تا اجرا برنامه هر KPI رو به یکی از اهدافی که در قسمت پروفایل کسبو کار تعریف کردید وصل می‌کنید. این یعنی دیگه نمی‌تونید یه شاخص قشنگ ولی بی‌ربط رو دنبال کنید.  هر عددی که پیگیری می‌کنید، باید مستقیم جواب یه سوال واقعی رو بده.

 

مالی: جایی که همه‌ی تصمیم‌ها باید بهش برگردن

بخش مالی داشبورد از استراتژی تا اجرا، خلاصه‌ای از هزینه و درآمد و سودآوریه ، نه یه گزارش حسابداری پیچیده، یه تصویر ساده که بهتون می‌گه آیا کسب‌وکار داره سودآور می‌شه یا فقط هزینه‌اس در پوشش و به نام هزینه‌های مارکتینگی وبرندینگ.

خیلی ساده بررسی و تحلیل کنید در وهله اول از نظرشرایط ویژه و یا موارد اختصاصی مربوط به اون صنعت و یا برند اگه یه محصول با حاشیه سود بالا، سهم کمی از فروش کل داره، شاید وقتشه بودجه‌ی بازاریابی رو بیشتر سمتش ببرید. و اگه یه کانال بازاریابی هزینه‌ی زیادی می‌بره ولی تو KPIهای فروش اثری نداره، شاید وقتشه متوقفش کنید.

 

حالا این‌ها چطور به هم وصل می‌شن؟

KPI بهتون می‌گه آیا به اهدافی که از اول تعریف کردید نزدیک می‌شید یا نه. مالی بهتون می‌گه این نزدیک شدن، چقدر برای شما هزینه داشته. وقتی این دو تا رو کنار هم می‌ذارید، می‌فهمید کدام بخش از استراتژی شما «از پروفایل تا اجرا » واقعا داره کار می‌کنه و کدام قسمت فقط داره وقت شما رو می‌گیره .

واحد مالی مرکز و هسته عملکردی شماست یک نقطه‌ی برگشته که باهاش اهداف رو تنظیم می‌کنید، محصولات رو اولویت‌بندی ‌می‌کنید، یا حتی هویت برند رو بازبینی ‌می‌کنید.

تو مقاله‌ی بعدی می‌ریم سراغ یادگیری و منابع .  جایی که می‌بینیم چطور همه‌ی این داده‌ها رو نگه دارید و ازشون درس بگیرید برای دور بعدی.

درباره نویسنــده

دیدگاهتان را بنویسید

فهرست مطالب

دسته بندی مطالب

عضـــــــویت در خـــــبرنامــه

برای دریافت آخرین خبرها ایمیل خود را ارسال کنید

آخرین مطالب فره زان